X
تبلیغات
حرفهای ناگفته - فواید زلزله!

حرفهای ناگفته

فواید زلزله!

یکشنبه صبح ساعت 8:50 ،25 شهریور

اون روز صبح با تکان های نه چندان مادرانه زمین بیدار شدم .زمین لرزه ای که میتونه مثل یک تلنگری باشه برای بیدار شدن از خواب ، اما نه خواب بعد از سحر . خوابی که اگر نجنبیم و عمیقتر بشه ممکنه سالها طول بکشه . البته این تکان و حتی بدتر از اون هم برای کسانی که خودشون رو به خواب زدند کار ساز نیست . شاید به نظر بیاد که موضوع رو زیادی بزرگ می کنم و از یه جابجایی طبیعی لایه های زیر زمینی دارم به کجاها می رسم .خوب این دقیقا فکر همونایی هست که مثل بچگی های خودم، خودشون رو به خواب زدند که شاید یکم بیشتر بخوابند ! اما همیشه گفتند و شنیدیم که " شنیدن کی بود مانند دیدن " . شاید خوندن بهتر از شنیدن باشه چون میشه تکرارش کرد . وقتی که روی زمینی که خودت  رو صاحبش میدونی  بهش تکیه میکنی که بلند بشی ، یه لگد مغرورانه بهش می زنی ، از محکم بودنش اطمینان داری ، روی دو پای خودت می ایستی ، از ایستادن لذت می بری  و احساس غرور می کنی طوری که حتی یه نگاه به زیر پات نمی اندازی. نشسته ها رو نمی بینی و پا روی دست اونا میگذاری و رد میشی . بعد یهو ناغافل تکیه گاهت شروع به لرزیدن میکنه . تکانی که هر چی داری و نداری با خودش میلرزونه  حتی کسایی که دوستشون داری .زمین سفت زیر پات ، سقف عایق بالا سرت ، دکوراسیون به دقت چیده شده خونه ات ، خاطرات کهنه ذهنت ،حتی تصویر نگاهی که از دویدن اهل خانه به طرف حیاط می بینی ، همه و همه بی هیچ محافظی شروع به لرزیدن میکنه . دیگه زمین اون زمینی نیست که پاتو محکم بکوبی و هرچی دلت میخواد انجام بدی ، هر جا که دلت میره پاتو هم ولش کنی پشت سر دلت راه بیفته بره . تو فقط نگاه میکنی و تلو تلو میخوری . تو دلت همش میگی خدایا کی تموم میشه. ثانیه ها طولانی میشه . همه اینا که گفتم همش تو 6 ثانیه ناقابل اتفاق میوفته. برای 6 ثانیه حس کردی که چقدر ضعیفی ، چقدر نا چیزی . برای 6 ثانیه انگار که معلق باشی و خدا خدا کنی که پات به زمین برسه . بالاخره تموم میشه . کریستال های دکور خونه و چاچوب درها از صدا کردن میوفتن . و تو عین بچه های تازه راه افتاده ، با دست های باز شده به طرفین و قد خمیده همون وسط هاج و واج ایستادی . چه حسی ! چه عظمتی ! چه قدرتی ! شکوه عظمتش همه رو در جای خودش خشکانده ! یهو خالی میشی . چه ضعیف بودیم و به قدرت های دست ساز خود احمقانه متکی بودی و غافل . می بینید زلزله که همش ترس و ویرانی با خودش نمیاره . بعضی وقتها لرزشهایی که خونه آدمو رو سرش خراب نکنه میتونه خونه دلشو آباد کنه . و اما فواید دیگر زلزنه :

1. بیدار شدن از خواب و سحر خیزی وقتی که صبحش کلی کار داری .

2. بیداری از غفلتی که همراه روزمرگی سراغ ادم میاد و ادم خیلی چیزهای بدیهی رو فراموش میکنه .

3. ورزش صبحگاهی برای اهالی خانه و دو همگانی .

4. تست  مقاومت ستون و دیوارهای باباساز در دوران کم پولی .

5.موضوع داغ و نقل مجلس بانوان روزه دار در مهمانی افطار همان روز برای پیشگیری از امر اجتناب ناپذیر غیبت.  

 

تا خدا

 

پ.ن : بعضی ها هم که از زیر آوار موندن خونه شون خلاص شدند درست همون روز وسط  اتوبان آوار بی دقتی و سرعت زیاد رو سرش خراب میشه و خانواده ای رو داغ دار میکنه . پیرو داغ دار شدن خانواده ایشون من و دوستم هم درست روزی که با استاد قرار تحویل اولیه داشتیم به نوعی داغ دار شدیم و فعل بس نشستیم که استاد گرام از حال و هوای اعزای نا به هنگام پدرشون در بیایند. برای شادی روحش یه صلوات بفرستید ( اللهم صلی علی محمد و آل محمد ) . خدایش بیامرزد .  

       

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط فاطمه  |